سبک در اصطلاح ادب،عبارت است از روش و شیوه خاص که گوینده یا نویسنده ادراک و احساس خود را بدان بیان می کند.
شعر فارسی را عموماً بر چهار سبک تقسیم کرده اند:
سبک خراسانی ( یا ترکستانی و یا سامانی )
سبک عراقی
سبک هندی
سبک بازگشت
ولی بر این چهار سبک باید سبک شعر نو یا شعر معاصر را نیز افزود. البته نامگذاری این تقسیم بندی،پایه ی علمی معتبری ندارد و تنها یه جنبه ی مکانی آن توجٌه شده است. بدین معنی که بیشتر گویندگان سبک خراسانی ، از مردم خراسان و بیشتر گویندگان سبک عراق از اهالی عراق عجم و اکثز شاعران سبک هندی مفیم هندوستان بوده اند.
1.سبک خراسانی
سبک شاعران عهد سامانی و غزنوی را سبک خراسانی گویند. از جمله نمایندگان این سبک ،رودکی،شهید بلخی،دقیقی،فرخی سیستانی،عنصری،منوچهری دامغانی و ناصرخسرو را می توان نام برد. اشعار این سبک از حیث نوع بیشتر قصیده است و از لحاظ لفظ ، ساده،روان و عاری از ترکیبات دشوار است و واژه های عربی در آن اندک است و از لحاظ معنی صراحت و صداقت لهجه،تغییرات و تشبیهات ساده و ملموس،از اختصاصات مهم این سبک است. مضمون بیشتر اضعار این سبک ، بیشتر وصف طبیعت و مدیحه و شرح فتوحات پادشاهان و گاه پند و اندرز بوده است. این سبک تا قرن ششم هجری نیز رواج داشته است.برای نمونه ابیاتی از قصیده معروف رودکی نقل می شود :
بدان زمانه ندیدی که در جهان رفتی سرودگویان گویی هزاردستان بود
شد آن زمانه که شعرش همه جهان بنوشت شد آن زمانه که او شاعر خراسان بود
کنون زمانه دگر گشت و من دگر گشتم عصا بسیار که وقت عصا و انبان بود..
2- سبک عراقی.
این سبک در حوزه ی عراق عجم ( نواحی مرکزی ایران یعنی ری ، اراک ، غم ، اصفهان و شیراز ) از اواخر قرن ششم تا قرن نهم هجری رواج و ادامه داشته است ابوالفرج رونی و سید حسن غزنوی و انوری و جمال الدین اصفهانی و ظهیرالدین فاریابی و نظامی و خاقانی از بنیانگذاران،و کمال الدین اصفهانی و سعدی و مولوی و عراقی و حافظ و عدٌه ای دیگر،از نمایندگان این سبک بشمار می روند. در این سبک ،قصیده بیشتر جای خود را به غزل، و سادگی و روانی و استحکام، جای خود را به لطافت و کثرت تشبیهات و تعبیرات و کنایات زیبا و تازه و در این حال دقیق و باریک داد. واژه های تازی نیز فزونی یافت. با ورود تصوف و عرفان در شعر گویندگان عارفی همچون سنایی،عطار،مولوی،حافظ و دهها شاعر دیگر ظهور کردند. ضمناً مضامین اخلاقی و تربیتی و پند و اندرز جای مدایح مبالغه آمیز را گرفت. برای نمونه،غزلی از حافظ که شعر او اوج سبک عراقی است نقل میشود:
ملکت عاشقی و گنج طرب هرچه دارم زین همٌت اوست
من و دل گر فدا شدیم چه باک غرض اندر میان سلامت اوست
فقر ظاهر مبین که حافظ را سینه گنجینه ی محبٌت اوست
3- سبک هندی
از قرن نهم به بعد به علت استقبال دربار ادب پرور هند از شاعران پارسی گوی،و همچنین به علت عدم توجٌه پادشاهان صفوی به اشعار متداول مدحی ، گروهی از گویندگان به هندوستان رفتند و در آنجا به کار شعر و شاعری پرداختند. اینان به واسطه ی دوری از مرکز زبان و تمایل به اظهار قدرت در بیان مفاهیم و ناکت دقیق و حس نوجویی وتفنن دوستی و به سبب تاثیر زبان و فرهنگ هندی ودیگر عوامل محیط ، سبکی بوجود آوردند که سبک هندی نامیده می شود. برخی از ادبا این سبک را سبک اصفهانی نامیده اند. این سبک تقریبا از قرن نهم تا سیزدهم هجری ادامه داشت و از ویژگی های آن، تعبیرات و تشبیهات و کنایات ظریف و دقیق و باریک ،ترکیبات و معانی پیچیده و دشوار را می توان نام برد. از میان گویندگانی که در این سبک شعر سروده اند نام اینان در خور ذکر : کلیم کاشانی،نظیری نیشابوری،عرفی شیرازی، بیدل، ضاحب تبریزی، غنی کشمیری، وحید قزوینی و طالب آملی . از گویندگان این سبک تک بیتی های نغز و دلاویزی بر جای مانده است که اغلب صورت ضرب المثل پیدا کرده است.
عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد خمیر مایه ی دکان شیشه گر سنگ است
(( وحید قزوینی ))
4- بازگشت ادبی
از اوایل قرن سیزدهم هجری تحولی در شعر فارسی پدید آمد و گروهی از گویندگان، به سبک هندی که بتدریج به ابتذال کشیده شده بود پشت پا زدند و به پیروی از سبک شعرای قدیم از قبیل فرخی و منوچهری و انوری و خاقانی و سعدی پرداختند که در راس آنان مشتاق و هاتف و عاشق اصفهانی و آذر بیگدلی قرار دارند . برخی از دیگر شاعران این سبک عبارتند از :قآنی شیرازی، سروش اصفهانی،محمود خان، صبا، نشاط اصفهانی. شیوه ی شاعری این استادان را ((بازگشت به سبک قدیم)) نامیده اند. مثلا قآنی قصیده ی معروف خود را با مطلع زیر ، به اقتفای ((قصیده ی فرخی سیستانی)) سروده است :
به گردون بامدادان تیره ابری ور شد از دریا جواهر خیز و گوهر ریز و گوهر بیز و گوهر زاد
شعر معاصر
این اصطلاح به مجموعه اشعاری که در نیم اخیر خارج از اسلوب متقدمان سروده شده است اطلاق می شود. تحول شعر فارسی از نظر محتوا و موضوع، پیش از مشروطیت و همراه آن روی داد امٌا این تحول که نتیجه دگرگونی روح اجتماعی بود در قلمرو مضمون، محدود نماند و شاعران پس از مشروطیت در جستجوی قالب های تازه بر آمدند از نخستین نمونه های اینگونه جستجو که به توفیق کامل همراه بود، قطعه ی معروف ((یاد آر ز شمع مرده یاد آر)) علامه ی فقید علی اکبر دهخداست که در سال 1326 قمری به یاد هم رزم و هم گام خود میرزا جهانگیر خان صوراسرافیل سروده است و در آن نوع قافیه بندی و بعضی از اجرا و شیوه ی تعبیر و بیان دارای تازگی است و برخی آن را نقطه ی عطف تحول شعر معاصر می دانند .
بعد از دهخدا برخی از شاعران معاصر از قبیل ملک الشعرای بهار و ابوالقاسم لاهوتی و دیگر شاعران متجدد به ساختن دو بیتی های پیوسته ((چهار پاره)) پرداختند که تا سال های پس از شهریور 1320 یکی از قالب های رایج شعر فارسی به شمار می رفت از نمونه های موفق این گونه اشعار،((قطعه ی کبوتران من)) اثر ملک الشعرای بهار است که بند نخستین آن این چنین است :
بیایید ای کبوتر های دلخواه بدن کافور گون پا چون شنگرف
پبرید از فراز بام و ناگاه به گرد من فرو آیید چون برف
در همان هنگام که این دسته شاعران با مواضین عروضی قدیم در حدود اعتدال سرگرم ایجاد تحولی بودند نیما یوشیج در مجله ی موسیقی (1318 شمسی) به نشر شعرهای پرداخت که در آنها علاوه بر تازگی در بیان و تشبیهات و استعارات مواضین عروضی شعر فارسی نیز مانن شعر قدیم رعایت نشده بود.اینگونه شعر ها در سال های پس از شهریور 1320 طرفدارانی یافت و همان است که اکنون یکی از انواع رایج شعر فارسی است و اصطلاحاً آن را(( شعر نو)) و گاهی ((شعر نیمایی)) می گویند یعنی شعری که در یکی از وزن های عروضی قدیم سروده می شود اما شاعر بر حسب نیاز معنوی در کوتاهی و بلاندی مصراع ها و همچنین در بکار بردن قافیه آزاد است.
نوع دیگری از شاخه ی تحول شعر فارسی که در آن وزن مطلقا رعایت نمی شود ، بلکه بیشتر کوشش در انتخاب کلمه و توجٌه به تخیٌل و اندیشه است، به ((شعر سپید)) معروف شده است.
** هشدار: انتشار اين مطلب با ذكر منبع بلا مانع است **
منبع:
http://darestaniboys.blogfa.com